ورود

پروفایل

rahman

rahman      امتیاز: 819

نام: Rahman
توضیح مختصر: دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند... دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد...
درباره من

image

 کوچه باغ هایت را دوست دارم...شهر من...

 

 

رودخانه پر آب است...

مثل سال های قبل...
مثل هر روز ...
صبح که می شود...گنجشک ها روی دیوار ها روی سیم های برق نغمه زندگی می خوانند...
مثل همیشه...

گل های تمشک باز نوید یک میانه تابستان ترش و شیرین می دهد...
مثل همه سال...
مثل سال های کودکی...

یاد همبازی های دوران بچگی...
توی کوچه باغ های شهر...

کوچه باغ هایی با دیوار های گلی...
که پای دیوارهایش آویزان می شدیم...میوه زندگی می چیدیم...با طعم شادی و خنده...

 

image

 

انتهای کوچه یک دروازه بود، آهنی...
اما آن سوی دیوار و دروازه... آرزوهایی با طعم خرمالو...منتظر بودند... و یک امتداد دیگر تا چشمه ای که چهار سوی زمین های حاشیه، از آن سیراب می شدند...

 

image

گاهی دلم میخواهد هست هایم بشود همان بودن ها...
آن قدر در جاده خاطراتم پیاده قدم بزنم .... تا به نزدیک ترین خنده از ته دل برسم...
همان جا سر به زیر آب ببرم...
چشمانم را باز کنم...
و بی صدا تلالو خورشید را بببینم...

آه خدایا...

آن جا چیزی نمی شنوم...
آن جا ملاقات کنم...زیبایی را...
آن جا حبس شوم...
آن جا بی نفس شوم...

آن جا ادامه دهم تا عمق همیشه... .

ای کاش به قدر حفره ای در دیوار خانه نیم ساخته ای مأمن گنجشک های آسمان می شدم...
ای کاش ابر بودم...سایه گرمی برای سبزه زاران بهار...
یا ان که باران ... بارش دلتنگی آسمان...

یا آن که آفتاب برای سینه سرد کوهستان...

رو به شرق...از پنجره بیرون را نگاه می کنم... مهتابِ نیمه شب هایِ پر نسیم تابستان سر میزند... از این جا که میبینم ... مهتاب دارد از دستان شاخ و ساقه های درخت رها می شود...
درخت بیدِ پریشان مویِ تویِ حیاط خانه

شب...مهتاب...موسیقی آوهای آمیخته دور و نزدیک...

 

 image

سپیدان. میانه خرداد 96. شب. هوا کمی گرم بود...

 

نیایش قیصر امین پور

 

مبادا آسمان بی‌بال و بی پر

 مبادا در زمین دیوار بی‌در

 

مبادا هیچ سقفی بی‌پرستو

 مبادا هیچ بامی بی‌کبوتر

 

نیایش از فریدون مشیری

آفتابت
که فروغ رخ زرتشت در آن گل کرده است
آسمانت
که زخمخانهء حافظ قدحی آورده است 
کوهسارت
که بر آن همت فردوسی پر گسترده است
بوستانت
کز نسیم نفس سعدی جان پرورده است
همزبانان من اند‎
مردم خوب تو، این دل به تو پرداختگان
سر و جان باختگان، غیر تو نشناختگان
پیش شمشیر بلا
قد برافراختگان، سینه سپرساختگان
مهربا نان من اند
نفسم را پر پرواز از توست
به دماوند تو سوگند که گر بگشایند
بندم از بند؛
ببینند که آواز از توست
همه اجزایم با مهر تو آمیخته است
همه ذراتم با جان تو آمیخته باد
خون پاکم که در آن عشق تو می جوشد و بس
تا تو آزاد بمانی
به زمین ریخته باد

 

پارسی از فریدون مشیری

زادگاه مهر بود و مهرآیین کشوری
چون درخشان گوهری در پهنه‌ی پهناوری

جای جا، در سرزمین‌های فراخش،
مردمانی پاک‌جان
گونه‌گون آیین و دین
گون‌گون آداب، اما یک‌زبان
پارسی، جان‌مایه‌ی هم‌بستگی‌شان بود
هم‌زبانی چهره‌ساز زندگی‌شان بود
دست‌ها در دست هم، در جان‌شان می‌تافت
آفتاب دوستی، با گرمی جان‌پروری

نور یک فرهنگ می‌تابید بر دل‌های‌شان
لاجرم سرشار بود از عشق، از آزادگی دنیای‌شان
بر چکاد سرفرازی جای‌شان
سرزمین سرفرازان بود، «ایران» نام او
مهرورزان، جرعه‌نوش جام او
کشوری چشم و چراغ خاوران،
سرزمین نیک‌اندیشان و پاکان جهان،
نیک‌گفتاران،
نیک‌کرداران،
کشور نام‌آوران با مردم نام‌آوری

این میان بیگانگان،
در کمین بودند با ترفندها!
رخنه‌ها کردند از راه «زبان»
تا نفاق افتاد در یاران و خویشاوندها
دست‌ها از هم جدا 
اشک‌ها شد جانشین خوش‌ترین لبخندها...!
آه، ای از هم‌زبانان، هم‌دلان، افتاده دور!
آه، ای از کاروان جا مانده،
حیران، ناصبور!
روزگار سرفرازی‌هایت آیا آرزوست؟
تا گذاری بار دیگر دست خود در دست دوست
پارسی را پاسداری کن، اگر دانشوری.

 

image

ماه دیر سر زد و شاخه ها را روشن کرد.

image

سهره ها همچون برادرم در لانه هایشان کز کرده بودند و خوابیده بودند.
هزار زمزمه، هزار اوای دور دست سکوت شبانه باغ را می شکافت، باد می گذشت. گهگاه غرش دور دستی تا به آنجا می رسید: دریا بود. از پنجره به این آوای بریده بریده گوش می دادم.
می کوشیدم چگونگی آن را در بیرون از کاشانه گرممان جستجو کنم. می کوشیدم بدانم حال کسی که در چند قدمی ام، چیزی جز شب در پیرامون خود ندارد و دستخوش باد و ان آوا هاست چگونه است؛ کسی که هیچ یار آشنایی جز تنه درختی ندارد که در دهلیزهای بیشمار آن سوی پوست زبرش حشره ها در پیله های خود خفته اند.

image

#بارون_درخت_نشین
#ایتالو_کالوینو

 

بشنوید [روی اسم آهنگ کلیلک کنید یا کلیک راست و ذخیره کنید]

بی کلام بارون جنگل

از اینجا دانلود کنید

image

 

 

image

1. arriving

2. A breath of fresh air

3. wonder

 

image

1.  Enchanted Forest

2. Softly Awakening

3. Beyond the Horizon

4. Sweet Return



image

زندگی جاریست...


image

جوانه می زند...زندگی...ادامه دارد...

بلاک کردن کاربر

در صورت لزوم، به مدیریت گزارش دهید.

آیا مطمئن هستید که می خواهید این کاربر را بلاک کنید؟